ويانا دخملی
وبلاگ مادر و دختر
جدیدترین عکسهایی که از خودش گرفته .







همراه دختر خاله ویانا که تو نمایشگاه کلی ازش فیلم و عکس گرفتن و می پرسیدن این بچه کره ایه؟ خخخخخ
سلام عزیزانم
چند وقتی می شه اینجا سر نزدم.
این مدت تو تعطیلات عید عروسی عمو رو داشتیم که خیلی به هممون خوش گذشت.

منم ازت گرفتم
خیلی سختی کشیدی و البته به روی خودت نیاوردی
الان هنوز خوابی امیدوارم امروز دیگه حالت خوب خوب شده باشه
دیروز به من می گه چه موهای قشنگی دالی مبالکت باااااااااشه .. البته قشنگ هم نیستاااااا
حالا منم بهت می گم 37 ماهگیت مبارک بااااااااااااشه عزیزممممممممم



اینجا که کلن لم داده رو برفا
بعد از اولین جلسه ای که رفتیم ژیمناستیک
ویانا تو کلاس فقط نگاه کرد و انجام نداد اومد خونه شروع کرد به دری پس دادن ...
ازتون ممنونم دوستان خوبم که جویای حال ویانا بودین مخصوصا مامان طاهای عزیز و هانای مهربان
خدا رو شکر خوبه
نبردیمش برای بخیه یکم بعدش حالش بهتر شد تو خونه دارو زدیم و دوباره شروع کرد به شیطنت
واقعا بچه ها گوش شنوا ندارن وقتی بخوان بازی کنند
می تونم بگم یک لحظه هم غفلت نکردم داشتم باهاش صحبت می کردم و براش توضیح می دادم این بدو بدوها خطرناکه و ..
واقعا همه بچه ها رو به خدا می سپارمممممممممم
دخترم کمی اروم باش کمی ارامش داشته باش
داشتم باهاش صحبت می کردم یک جا بند نمی شه تو همون صحبتها افتاد ...........
امروز کلی هم به من کمک کرد و کارگاهمون رو رنگ کاری کردیم .




همه چیز خوب بود و از همه مهتر به ویانا خیلی خوش گذشت و منم ازش راضی بودم خیلی خوب با بچه اه ارتباط بر قرار می کرد و .0.
دخترم تولد 3 سالگیت خیلی مبارک باشه عزیزممممممم

تربچه خاله بالاخره به دنیا اومد و همه مون رو شاد کرد.
منتها عزیزکم تو بیمارستان موندگار شده می گن چیزی نیست ولی بمونه بهتره .امیدوارم همه نی نی ها سالم و سلامت باشن نی نی ما هم همینطور لطفا برای همه بچه ها دعا کنیددددددد. ممنونم
منم گفتم براش بنویسم درست یک ماه دیگه ویانایی 3 ساله می شه
امسال می خوام چند روزی زودتر براش تولد بگیرم .
همه بچه ها رو به خدا می سپارم.
شاد باشید
ادرس وبلاگ
کارگاه خانکی مادر و کودک *ویانا*



حد اقل به عدد بریده نیاز داریم
برش زدیم
بچه ها تزئئین کردن و چسباندیم و تا جایی که تونستیم از کودکان عزیزمون کمک گرفتیم
یک سری کاردستی درست خواهیم کرد که از روی برس دست می باشد بعد پا برای بچه ها جالب خواهد بود
شاد باشیددددددد
این روزا ویانا خیلی شیطون شده و از دیوار راست بالا می ره
تو هر مغازه ای می ریم دوست داره بره پشت ویترین و ببینه چه خبره؟
یا می ره پشت مانکنها رو ببینه
کلن به پشت خیلی علاقه داره خخخخخ
دیگه خیلی خوب حرف می زنه .داستان می گه و وقتی دو بار یک شعری رو براش می خونیم یاد می گیره و سعی می کنه بخونتش
همش در حال بپر بپره .چند روز پیش با شکم افتاد رو زمین و کلی گریه کرد و می گفت دلم درد می کنه بریم دکتر
جالب بود چون ویانا از مطب و دکتر و .. می ترسید و سر این جور زمین خوردنها و .. گریه نمی کرد و تحمل دردش خیلی بالاست وقتی خورد زمین خیلی ناراحتی کرد و به خرگوشش با آه و ناله دلخراش می گفت خرگوووووووشدلم درد می کنه ..
خلاصه بردیمش دکتر و خیلی اروم دراز کشید تا دکتر معاینه اش کنه ..
بعدشم رفتیم پارک و .... انگار نه انگار که اتفاقی افتاده دوباره شیطنتهاش رو شروع کردد
خدا همه بچه ها رو حفظ کنه .
یک مدتیه که نیومدم بیشتر سرم گرمه کارگاه مادر و کودک ویاناست ...
ویانا تو این مدت خیلی بهتر حرف می زنه و شعر می خونه و داستان تعریف می کنه
وقتی رفته بودیم مسافرت پیش فامیل م همه می گفتن چقدر تغییر کرده
خاله جون یک داستانی رو به زبان خودشون از بچگی های بچه هاش برامون تعریف کرد بعد.......... دیدم ویانا داره تعریفش می کنه
بچه ها تو خونه مونده بودن در قفل شد بعد شیشه شکست و ........
جالبه بعد از اینکه اودیم خونه می گه من کوچولو بودم شیشه شکست و دستم خون اومد و ......... خخخخخخ
جدیدن هم از کارگاه دو تا صندلی کودک میاره می زااره جلومون می گه مامان بیا بشین حرف بزنیم.
خدا همه کوچولو ها و خانوادهاشون رو حفظ بکنه .
| Design By : RoozGozar.com |



